جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
394
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
دماوند - در آن سوى گردنهها همين كه قدم در جلگه نهادم يك گنبد عظيم با دو پهلوى متساوى و قامتكشيده و عالى و سپيدى درخشان بر فراز رنگ و روى گندمگون و خاكسترى سلسلههاى مجاور در افق نمودار گرديد و در جلو ديدگان مسرتبارم عظمت دماوند آشكار شد . از آن روز تا بيش از يك ماه هرروز مگر ايامى كه هوا صاف نبود آن منظرهء پرشكوه و جلال را كه پيوسته تهران را در لواى بزرگى خود دارد و در مسافرت به ديار جنوبى تا 160 ميل همراهم بود از نظر دور نداشتم . دماوند از بابت مناظر ايران همان پايه و مقام را دارد كه فوژىياما در سرزمين ژاپون داراست . هردو همهجا حاضرند و سر بر افق كشيدهاند و ابهت و شكوه بىنظير دارند و هردو هم در تاريخ باستانى افسانهاى كشور خود اثرات پايدار باقى گذاشتهاند « 1 » . اگر فوژى بىهمتا نقش مهمترى از دماوند نسبت به تهران در زندگانى هنرى ژاپون ايفا نموده بدانسبب بوده است كه ژاپونىها اگرچه از لحاظ هوش و ذكاوت شأن كمترى ندارند به تناسب واجد ابتكار بيشترى به شمار مىروند . ايوانكيف - از دشتى هموار و بىآب و علف گذشته به دهكده و پستخانهء ايوانكيف رسيديم و جريان تند و گلآلود رودى را كه از ميان دهانهء عريض به خارج جارى است ملاحظه نموديم . نام اين محل معنى سردر يا تالار خوشى دارد ، و دلالتهاى ديگر نيز پيشنهاد كردهاند مثل ايوانكى - ايوان كيانيان - روايات محلى دال بر اين است كه يكى از خرابههاى آن حدود قصر كمبوجيه و ايوانكى يا شربتخانه بوده است .
--> ( 1 ) - بر طبق افسانههاى محلى دماوند يا ديوبند اقامتگاه ديو يا جنى ميدان تمام وقايع افسانهاى بشمار مىرود . در ايران اهل اسلام عقيده دارند كه كشتى نوح در آنجا به خاك افتاد و جمشيد و رستم قهرمانان باستانى ملى در آنجا مقر داشتند و در دماوند بود كه فريدون فاتح امر داد كه آتش پيروزى بر ضحاك را برافروختند و قبر ضحاك در همانجاست و دودودم قلهء دماوند بخار منخرين اوست و در همينجا اويرومئوس ( قهرمان يونانى ) ايرانى يزيد بن جيغد را كه جگر او تا ابد طعمهء مرغ عظيمى است زنجير كرد . مخزن آتشفشانش انباشته از جواهراتى است كه مارها نگهبانى مىكنند ( از كتاب اليزهركلو در چاپ جغرافياى عالم جلد نهم راجع به ايران ) .